على اصغر شميم

129

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

راه دامغان و سمنان عازم خراسان شد و چون به بسطام رسيد ، در دشت خرم و با صفاى بسطام اردو زد . وضع افغانستان در آن موقع براى پيشرفت مقاصد محمد شاه از هر حيث مساعد بود ، زيرا در هرات كامران ميرزا پسر محمود ميرزا از خاندان درانى كه در سال 1245 هجرى بر افغانستان شمالى مسلط شده بود ، حكومت مىكرد و در كابل دوست محمد خان از خاندان باركزايى از سال 1242 هجرى نفوذى به هم رسانيده بود و به كمك فرزندان خود و بعضى از امراى محلى افغانستان شرقى بر آن ناحيه حكومت مىراند و دوست محمد خان به دربار ايران متمايل بود و محمد شاه مىتوانست به دستيارى او بر افغانستان شمالى دست يافته ، نفوذ انگلستان را از افغانستان ريشه‌كن سازد . دستگاه فرمانفرمايى انگليس در هندوستان يقين حاصل كرده بود كه ايران براى بازيافتن حق حاكميت خود در افغانستان شمالى دست به اقدامات جدى خواهد زد و نيز از تمايل دوست محمد خان به دربار ايران آگاه بود ، به همين سبب در سال 1252 هجرى قمرى ( 1836 ميلادى ) يك هيئت بازرگانى به رياست الكساندر برنز « 1 » از طرف لرد اوكلند « 2 » فرمانفرماى كل انگليس در هند به كابل رفتند . دوست محمد خان براى تسلط بر پيشاور و هرات كمك مساعدت انگلستان را خواست و نيز پيشنهاد كرد حكومت انگليسى در هند ، امارت او را بر كابل به رسميت بشناسد . هنگامى كه هيئت اعزامى انگلستان در كابل بودند ، كاپيتان ويتكاويچ « 3 » به عنوان نماينده‌ى بازرگانى روسيه تزارى نيز به كابل رسيد ولى دوست محمد خان كه چشم اميد به يارى انگليس‌ها دوخته بود ، به نماينده‌ى روسيه چندان توجه نكرد ؛ به‌ويژه كه نماينده‌ى مزبور كه از ايران به قندهار رفته بود ، كهندل خان برادر دوست محمد خان را در مخالفت با برادر و قيام عليه او تحريك و تشويق نموده بود . از طرف ديگر الكساندر برنز نماينده‌ى انگليسى نيز به كهندل خان قول داده بود كه در صورت حمله‌ى نيروهاى ايران به قندهار او را يارى كند و به همين جهت برنز مورد سرزنش فرمانفرماى كل هند قرار گرفت . هيئت انگليسى پيشنهاد دوست محمد خان را در مورد به رسميت شناختن حكومت او در كابل و كمك و مساعدت مالى پذيرفتند ليكن درباره‌ى مسئله پيشاور به او توصيه كردند كه براى استقرار حكومت خود در آن شهر با حكمران لاهور ، رانجيت سنگه ، وارد مذاكره شود و سالانه خراجى به او بپردازد . نتيجه‌ى مذاكرات هيئت وقتى به لرد اوكلند رسيد ، با آن مخالفت

--> ( 1 ) - Alexander Burnes ( 2 ) - Lord Auckland ( 3 ) - Captain Vitcawitch